دلمتنگ شده  

حیف که قرص میخورم و الا از همون لب دریا حرفای عارفانه ای بهت میگفتم حض کنیدتا حالا شده اسمان زمین عارفانه ببینیحلا روابط زناشویی یه عمل کاملا عرفانیاین حس فوق العاده استاینکه به هر چیزی نگاه کنی عرفان ببینیعظمت خدا رو ببینیدوست دارم شوهر بکنم بتونم یه بار دیگه این حس بکنمولی این دفعه کنترل شدهدلم تنگ شدهدلم برای روزایی که انگار خدا از رگ گردن به من نزدیک تر بود تنگ شده

ادامه مطلب  

دلمتنگ شده  

حیف که قرص میخورم و الا از همون لب دریا حرفای عارفانه ای بهت میگفتم حض کنیدتا حالا شده اسمان زمین عارفانه ببینیحلا روابط زناشویی یه عمل کاملا عرفانیاین حس فوق العاده استاینکه به هر چیزی نگاه کنی عرفان ببینیعظمت خدا رو ببینیدوست دارم شوهر بکنم بتونم یه بار دیگه این حس بکنمولی این دفعه کنترل شدهدلم تنگ شدهدلم برای روزایی که انگار خدا از رگ گردن به من نزدیک تر بود تنگ شده

ادامه مطلب  

دلمتنگ شده  

حیف که قرص میخورم و الا از همون لب دریا حرفای عارفانه ای بهت میگفتم حض کنیدتا حالا شده اسمان زمین عارفانه ببینیحلا روابط زناشویی یه عمل کاملا عرفانیاین حس فوق العاده استاینکه به هر چیزی نگاه کنی عرفان ببینیعظمت خدا رو ببینیدوست دارم شوهر بکنم بتونم یه بار دیگه این حس بکنمولی این دفعه کنترل شدهدلم تنگ شدهدلم برای روزایی که انگار خدا از رگ گردن به من نزدیک تر بود تنگ شده

ادامه مطلب  

دلمتنگ شده  

حیف که قرص میخورم و الا از همون لب دریا حرفای عارفانه ای بهت میگفتم حض کنیدتا حالا شده اسمان زمین عارفانه ببینیحلا روابط زناشویی یه عمل کاملا عرفانیاین حس فوق العاده استاینکه به هر چیزی نگاه کنی عرفان ببینیعظمت خدا رو ببینیدوست دارم شوهر بکنم بتونم یه بار دیگه این حس بکنمولی این دفعه کنترل شدهدلم تنگ شدهدلم برای روزایی که انگار خدا از رگ گردن به من نزدیک تر بود تنگ شده

ادامه مطلب  

عنوان  

گل و گیاه ب دست من نمیاد زیادچ برای خودم وقتی تکثیر بکنم یا گلدونشون رو جابجا کنم چ برای دیگران ک بهشون بدمامار خیلی بالایی دارم,پنجتا از اونایی ک ب دیگران دادم خشک شده و برای خودم هم تعدادش رو نمیدونمتکثیر یا ب نوعی تولید از علاقه مندیهام هست)فکرکنم اکثرن اینطورن( ک باید در همه زمینه ها بیخیالش بشم

ادامه مطلب  

عنوان  

گل و گیاه ب دست من نمیاد زیادچ برای خودم وقتی تکثیر بکنم یا گلدونشون رو جابجا کنم چ برای دیگران ک بهشون بدمامار خیلی بالایی دارم,پنجتا از اونایی ک ب دیگران دادم خشک شده و برای خودم هم تعدادش رو نمیدونمتکثیر یا ب نوعی تولید از علاقه مندیهام هست)فکرکنم اکثرن اینطورن( ک باید در همه زمینه ها بیخیالش بشم

ادامه مطلب  

شروعی دوباره !  

چه عیبی داره ؟ یه بار دیگه شروع کردن . 
خیالی نیس یه بار دیگه تلاش کردن یه بار دیگه خواستن و اهمیت دادن به اروز ها . 
برم سر اصل مطلب باید هرچه زود تر بتونم خودم رو جمع کنم من کم تر از سه سال وقت دارم برای اپلای کردن تلاش کنم این یه فرصت خوبه . ولی به قول خارجی ها ::
time flies dosent it
خب من خوب میدونم چیکار باید بکنم چی ها رو باید یاد بگیرم چی کارها باید انجام بدم چه طوری باید خودم رو به بهترین سطح و امادگی برسونم ولی وقتش رسیده از دونسته هام استفاده کنم من

ادامه مطلب  

شروعی دوباره !  

چه عیبی داره ؟ یه بار دیگه شروع کردن . 
خیالی نیس یه بار دیگه تلاش کردن یه بار دیگه خواستن و اهمیت دادن به اروز ها . 
برم سر اصل مطلب باید هرچه زود تر بتونم خودم رو جمع کنم من کم تر از سه سال وقت دارم برای اپلای کردن تلاش کنم این یه فرصت خوبه . ولی به قول خارجی ها ::
time flies dosent it
خب من خوب میدونم چیکار باید بکنم چی ها رو باید یاد بگیرم چی کارها باید انجام بدم چه طوری باید خودم رو به بهترین سطح و امادگی برسونم ولی وقتش رسیده از دونسته هام استفاده کنم من

ادامه مطلب  

شروعی دوباره !  

چه عیبی داره ؟ یه بار دیگه شروع کردن . 
خیالی نیس یه بار دیگه تلاش کردن یه بار دیگه خواستن و اهمیت دادن به اروز ها . 
برم سر اصل مطلب باید هرچه زود تر بتونم خودم رو جمع کنم من کم تر از سه سال وقت دارم برای اپلای کردن تلاش کنم این یه فرصت خوبه . ولی به قول خارجی ها ::
time flies dosent it
خب من خوب میدونم چیکار باید بکنم چی ها رو باید یاد بگیرم چی کارها باید انجام بدم چه طوری باید خودم رو به بهترین سطح و امادگی برسونم ولی وقتش رسیده از دونسته هام استفاده کنم من

ادامه مطلب  

خانواده ی واقعیم کجان واقعا؟!  

رو نیمکت فضاسبز جلو خونه نشسته بودیم
همون نیمکتی که با جیمی نشستیم:))
منکه از هوا داشتم لذت میبردم و تو حال خودم بودم
که یکهو یک عدد جیگر به همراه سگ پشمالوش اومد از‌جلومون رد شد
مامان یکم نیگاش کرد میگه اگه المی شهر دیگه قبول بشه یکی ازین سگا میگیرم جاش خالی نباشه دلتنگیش اذیتمون نکنه!
:-///////////////////
ینی تنها کاری که تونستم بکنم پوکرفیس زل زدن به دوربین بود به مدت دو ساعت:-////

ادامه مطلب  

خانواده ی واقعیم کجان واقعا؟!  

رو نیمکت فضاسبز جلو خونه نشسته بودیم
همون نیمکتی که با جیمی نشستیم:))
منکه از هوا داشتم لذت میبردم و تو حال خودم بودم
که یکهو یک عدد جیگر به همراه سگ پشمالوش اومد از‌جلومون رد شد
مامان یکم نیگاش کرد میگه اگه المی شهر دیگه قبول بشه یکی ازین سگا میگیرم جاش خالی نباشه دلتنگیش اذیتمون نکنه!
:-///////////////////
ینی تنها کاری که تونستم بکنم پوکرفیس زل زدن به دوربین بود به مدت دو ساعت:-////

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

خونه ی خاله کدوم وره؟  

   همون وری که اینترنت نداره! 0-0آدم  می ره مهمونی تازه نطق پست گذاشتنش وا می شه... بعد اون وقت اینترنت نداشته باشی.حیف اون ایده های من که قراره این چند روز تلف شن و تو سیم وای فای نداشته گیر کنن. :-"دیگه واقعا باید یه فکری به حال اینترنت همراه بکنم اینگار.ولی خودمونیما، چند روز بدون مادر، پدر و ایزوفاگوس خر. واقعا که محشره. تا قدر منو بدونن.هر چه که بودی، هر چه که بودم،بی هوا رفتم که رفتم.:دی

ادامه مطلب  

قصه های من وبابام  

دیشب یه مردزشتی رودیدیم...
من اصلانمی تونستم نگاش کنم وهی جلوی چشمامومی گرفتم
بعدبابابهم گفتن که اینقدرنگوآخرش زنِ یه مردزشت میشی ها!
بعدتعجب زده نگاه کردم ودوباره گفتن اگه زودازدواج کنی،شوهرت همینقدرزشت میشه!
من:(
پدرم:)
محبت پدروفرزندی:/
پرورشگاه کودکان بی سرپرست:|
سن ازدواج:]
من ازاولشم می دونستم من روازپرورشگاه اوردن...دیگه وقتشه که خودشون هم بهم بگن...
پ.ن:بایداشاره کنم که من واقعاهیچ کس روزشت نمی دونم اماواقعازشت بود..کاری             نمی

ادامه مطلب  

قصه های من وبابام  

دیشب یه مردزشتی رودیدیم...
من اصلانمی تونستم نگاش کنم وهی جلوی چشمامومی گرفتم
بعدبابابهم گفتن که اینقدرنگوآخرش زنِ یه مردزشت میشی ها!
بعدتعجب زده نگاه کردم ودوباره گفتن اگه زودازدواج کنی،شوهرت همینقدرزشت میشه!
من:(
پدرم:)
محبت پدروفرزندی:/
پرورشگاه کودکان بی سرپرست:|
سن ازدواج:]
من ازاولشم می دونستم من روازپرورشگاه اوردن...دیگه وقتشه که خودشون هم بهم بگن...
پ.ن:بایداشاره کنم که من واقعاهیچ کس روزشت نمی دونم اماواقعازشت بود..کاری             نمی

ادامه مطلب  

سیاره دکتر میلر  

از تکرار روزهای تکرای زندگی لازم نیست حرف بزنم همه حسش میکنیم روزها تموم نمیشن فقط تکرار میشن یه بار زد به سرم که برم داوطلب شم و برم سوریه اونجا بجنگم واقعا از ته دل میخواستم رفتم ثبت نام کنم گفتن درجه ت چیه گفتم نظامی نیستم حتی عضو بسیج هم نبودم و نیستم پول هم نمیخوام میخوام مجانی این کارُ  بکنم  خندید و گفت سردار و سرهنگش یه ساله منتظرن هنوز نوبتشون نشده شما که باید بیخیال شی و باز هم نتونستم تو زندگی تکراریم تغی

ادامه مطلب  

نقش شعر فارسی در انقلاب57  

انصافاً شعر فارسى - بوستان سعدى، شاهنامه‌ى
فردوسى، خمسه‌ى نظامى، دیوان حافظ، مثنوى مولوى - پر از حکمت است؛ یعنى به
معناى واقعى کلمه، حکمت موج میزند در این کتابها و اندیشه‌هاى والا؛ اینها توانسته یک هویّتى براى
ملّت ما تعریف کند. و این را هم به شما عرض بکنم: ما هر چه امتیاز داریم،
ناشى از همین هویّت فرهنگى است؛ اگر این هویّت فرهنگى نبود، انقلاب ما هم
پیروز نمیشد.

ادامه مطلب  

استاد پناهیان  

یه جایی نقل از استاد پناهیان خوندم که می گفتن
یه وقتایی دست بکش
دل بکن
منم گوش کردم
دل کندم(مثلا)
ولی چطوری
وقتی که قراره یه ماه دیگه باز ببینمت
صداتو بشنوم
یه وقتایی....
هیچی ولش کن

دلتنگی
نام دیگر این روزهاست
وقتی از این همه رهگذر
یکی تو نیستی
اصن خیلی ضدحاله هاااااااا
فکر کنید تو یه شهر کوچیک
با دو کوچه فاصله
آخرین بار دیدنش مال ماه رمضون باشه
خیلی بده
که آدمایی که نمیخوام ببینم هرروز جلو چشمم
کلاس
مدرسه
بازار
همه جا هستن
ولی تو......
هعییی

ادامه مطلب  

استاد پناهیان  

یه جایی نقل از استاد پناهیان خوندم که می گفتن
یه وقتایی دست بکش
دل بکن
منم گوش کردم
دل کندم(مثلا)
ولی چطوری
وقتی که قراره یه ماه دیگه باز ببینمت
صداتو بشنوم
یه وقتایی....
هیچی ولش کن

دلتنگی
نام دیگر این روزهاست
وقتی از این همه رهگذر
یکی تو نیستی
اصن خیلی ضدحاله هاااااااا
فکر کنید تو یه شهر کوچیک
با دو کوچه فاصله
آخرین بار دیدنش مال ماه رمضون باشه
خیلی بده
که آدمایی که نمیخوام ببینم هرروز جلو چشمم
کلاس
مدرسه
بازار
همه جا هستن
ولی تو......
هعییی

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کتاب نون نوشتن  

کتاب نون نوشتن توسط نشر چشمه متشر شده است. کتاب «نون نوشتن»
نوشته‌ی «محمود دولت‌آبادی» است. ناشر در معرفی این اثر آورده است:
«"بالاخره نشستم به آخرین بازنویسی کلیدر و بی‌خستگی مضاعف چهار جلد را
آماده‌ی چاپ کردم و ماندم که چه بکنم. ادامه‌ی کار کلیدر فراغتی می‌طلبید
که شرایط سال‌های پنجاه و شش-هفت مجالش را نمی‌داد، و شروع کار تازه هم
ساده نبود. هرچند که مرگان، قهرمان داستان جای خای سلوچ بعد از حدود بیست و
اند سال که از نخستین یادهایش می

ادامه مطلب  

کوآنتین پرینتینو  

گفته بودم عاشق کوآنتین تارنتینو ام؟
نگفته بودم؟
من عاشق این بشرم! کل فیلم هاشو به غیر دوتا قدیمی دیدم
جانگو هم سکانسی ک خود تارانتینو با دینامیت منفجر میشه معرکه است....
یه اتود دیدم صورت تارانتینو روش حک شده...میخوام بخرمش...بعد هرکی ازم بپرسه تاحالا عاشق شدی؟ بگم آره و نوک اتود رو بکنم تو چشماش و خونش پخش بشه اینطرف و اونطرف
بگم دیدی عشقمو؟
حوصلم بگیره راجع بهش میحرفم ولی فعلا در همین حد که خلاقیتش رو دوست دارم
مخصوصاً جانگو ک لئوناردو دی کاپ

ادامه مطلب  

کوآنتین پرینتینو  

گفته بودم عاشق کوآنتین تارنتینو ام؟
نگفته بودم؟
من عاشق این بشرم! کل فیلم هاشو به غیر دوتا قدیمی دیدم
جانگو هم سکانسی ک خود تارانتینو با دینامیت منفجر میشه معرکه است....
یه اتود دیدم صورت تارانتینو روش حک شده...میخوام بخرمش...بعد هرکی ازم بپرسه تاحالا عاشق شدی؟ بگم آره و نوک اتود رو بکنم تو چشماش و خونش پخش بشه اینطرف و اونطرف
بگم دیدی عشقمو؟
حوصلم بگیره راجع بهش میحرفم ولی فعلا در همین حد که خلاقیتش رو دوست دارم
مخصوصاً جانگو ک لئوناردو دی کاپ

ادامه مطلب  

چگونه با بوی بد بدن (بوی عرق) افراد در محل کار سر کنم؟  

 
ژاکلین عزیز،
همکار من عاشق پیاده آمدن به محل کار است. وقتی صبح وارد اتاق کارمان می شود به شدت عرق کرده و بوی تند عرقش در اتاق پخش می شود. فکر می کنم نمی داند که دیگران بوی عرقش را حس می کنند- یا فکر نمی کند که بوی عرقش بد باشد. اما این بو برای من واقعاً آزار دهنده بوده و حواسم را پرت می کند. چه باید بکنم یا چه می توانم به او بگویم؟ می خواهم این مشکل را متوقف کنم اما مجبورم کنار او بنشینم و می خواهم رابطه خوب کاریمان حفظ شود.
ارادتمند
 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

التماس نکن  

کاری که دنبالش بودم موفقیت ‌آمیز نبود، حساب کتابم دقیق نبود.قبل از انجامش تقریبا مطمئن بودم نمی‌شود، چون تقریبا اطمینان داشتم حساب‌هایم غلط است. در عین ناامیدیِ حاصل از شکست، خوشحال بودم که موفق نخواهم شد؛ چون از نتیجه‌اش کمی می‌ترسیدم. کاری که می‌خواستم بکنم هیچ ربطی به دوست‌پسر داشتن و این چیزها نداشت؛ چیزی بود بین خودم و خدا که امیدوارم وجود داشته باشد.اصرار نکنید آن کار چه بوده که نمی‌گویم؛ به قول مرده تو روزی روزگاری: التماس نکن.

ادامه مطلب  

التماس نکن  

کاری که دنبالش بودم موفقیت ‌آمیز نبود، حساب کتابم دقیق نبود.قبل از انجامش تقریبا مطمئن بودم نمی‌شود، چون تقریبا اطمینان داشتم حساب‌هایم غلط است. در عین ناامیدیِ حاصل از شکست، خوشحال بودم که موفق نخواهم شد؛ چون از نتیجه‌اش کمی می‌ترسیدم. کاری که می‌خواستم بکنم هیچ ربطی به دوست‌پسر داشتن و این چیزها نداشت؛ چیزی بود بین خودم و خدا که امیدوارم وجود داشته باشد.اصرار نکنید آن کار چه بوده که نمی‌گویم؛ به قول مرده تو روزی روزگاری: التماس نکن.

ادامه مطلب  

هیچکس تنها نیست  

میدونین الان که اومدم تو وبلاگم و دیدم هیچکس آنلاین نیست چه حسی دارم؟حس میکنم تو خونه تنها هستم و هر غلطی بخوام میتونم بکنم.....میتونم داد بزنم و بگم..هوووووووووووووووو    هووووووووووووهاااااااااااااا   هااااااااااااااااااااااااااتازه میتونم به وبلاگاتون بیام و   یواشکی بخونمتون!!!!!کاش راه داشت و میشد از طریق  وبلاگم بیدارتون کنم.......چندتا راه خوب و خشنم بلد بودم که  خیلی خنده دار بود....حیف شد واقعاااا.....

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

مِموری  

امروز داشتم ی سری فیلمای خیلی قدیمی از حافظه دوربین خانوادگی رو میدیدم که متوجه شدم حافظه ام ی جوریه که انگارفرمت شدهخیلییی چیزا از گذشته یادم نمیادآدما و خاطره ها و خیلیییی چیزا یه جوری فراموش شدن که انگار از اول وجود نداشتنروزای خوب و بدم رو چرا فراموش کردم؟باید همشون رو به خاطر بیارم ، از روزایی که احساس میکنم ازشون میترسم نباید فرار کنم، بخام یا نخام اونا بخشی از زندگی منن"ی ر ل م د ف گ ک م ک ف ع ا د آ م ش خ س ع ل ک ک ک س م ت ب ا ل 6 ع م ط ح ه ...

ادامه مطلب  

اژدهای خودرا چطور آموزش دهید!  

امروز صبح بابام اومده منو بیدار کنهدیده بیدار نمیشمیه لیوان آب ریخته پس کلم (دقیقا همونجایی که الان مو نداره و کچل شده تقریبا)قشنگ با تک تک سلول های کچل شدم سردی آب رو حس کردموالا تو اردوگاه های کار اجباری آلمان نازی هم از این کارا نمیکردن واسه بیدار کردن اسیراچه کاریه آخهقبلا هم از این تهدیدا کرده بود که چه میدونم آب میریزم روت یا اینکه با مشت و لگد بیدارت میکنم یا انواع تهدیدات سخت و نرم دیگهولی من جدی نگرفتم و گفتم حالا یه چیزی میگهولی با

ادامه مطلب  

چاپ روی فلز  

ورق آلومینیوم سابلیمیشن و چاپ روی فلز 
برای تابلوی بالای سنگ مزار ،تابلوهای هنری ،تابلوهای شهری ،تابلوهای شهدا ،
تابلوهای خیابان ، تابلوهای جاده ای ، چاپ تامپو ، چاپ سیلک ، چاپ شابلونی و … استفاده می شود.
عضویت در کانال تخصصی چاپ و تبلیغات ثامن
فیلم آموزشی چاپ فلز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1