من با غرورم ، غرور یک پسر را شکستم...  

نمی دیدمش اما می گفت تو اشک من را در آوردی ...غرورم را شکستی .... لهم کردی.....
اما به خدا قسم من نمی خواستم این چنین شود....
می خواست رابطه ای دوستانه با من داشته باشد...می گفت عاشق حیای تو شدم....
تمام اتفاق ها و گفت و گوها از پشت تلفن بود...نه بیشتر....
من مغرور بودم اما نه اینکه بخواهم کسی را له کنم.....
من مغرور بودم چون خدایم گفته که در برابر نامحرم مغرور باشم....
اما او هزار فکر در باره ی من کرد و در آخر به من تهمت زد.....
اکنون چند سال گذشته ....من هنوز او را نب

ادامه مطلب  

غرور.....  

من زخم خورده ی غرورم هستم...
من الان هیچ شباهتی به خودم ندارم.آن چنان به زمین خورده ام که دیگر توان بازگشت به خودم را ندارم...
نمی دانم این من مغرور کیست و از کجا پیدایش شد که من را این چنین مسحور خود کرده؟
خسته شدم بس که خیالبافی های ناشی از غرورم منیتم را نابود ساخته......
خسته ام...................................

ادامه مطلب  

خدایا خسته شدم...  

خدایا من از غرورم خیلی زخم خوردم...احساس می کنم که دیگه بسه ...اشتباه کردم مغرور شدم...
اشتباه کردم که یک پسر رو با غرورم له کردم...
اشتباه کردم که نسبت به همه احساس برتری کردم...
اشتباه کردم که فکر کردم همه من رو دوست دارند...
اشتباه کردم که فکر کردم من تو این دنیا سوگلی تو ام...
اشتباه کردم خداجونم...ببخش منو..ببخش...
دیگه بسه برام... دارم از پا می افتم...
دیگه نمی خوام مغرور باشم ...
میخوام خودم باشم...
همون دختر 5 سال پیش که همه واقعا دوستش داشتن..
دیگه بسه...

ادامه مطلب  

تکلیف من  

شکست غرورم فقط برای یکبار
شکست غروری فقط به خاطر تو
رفتی و نبودی ولی
بودی و می خواندم تو را در دلم
بگو تا بدانم تکلیفم چیست؟
سرگردانم سرگردان تر از هر روز دیگر
آیا این همه بی قراری نتیجه ای جز حسرت ندارد؟
چه کسی می خواهد جوابی به من بدهد؟
تمام شد
ولی باز هم غرق در افکار تو به خواب می روم
تا ابد

ادامه مطلب  

زندگی دو روزه دل نشکنین  

روزای خیلی سردرگمی دارم
سه شنبه رفتم موهامو از ته زدم .
این کارو کردم تا احساسم بمیره تا بیشتر از این غرورم نشکنه
این مدت خیلی سخت گذشت بهم هم احساسم هم غرورم همش رف
الان دیگه مشغول کارو درسم .درسته خیلی وقتا با خاطرات عشقم زندگی کردم
دوس دارم این روزا بگذرن امیدوارم غزال خانوم هم خوشبخت بشن.
من که دیگه تو زندگی خوشبختی رو گم کردم.
کاش هیچوقت ادما نیان و با قول هاشون دو سال زندگی یکیو بسازن بعدم
به راحتی داغون کنن برن
عب نداره عشقم امیدوارم خوش

ادامه مطلب  

فقط خودم نابود شدم...  

من با غرورم فقط خودم را بی اندازه بالا بردم و ناگهان بر زمین افتادم...
در این میان به هیچ کس لطمه ای نخورد....
آن پسر هم به سراغ زندگی اش رفت...خودش می گفت من در زندگی ام هر چیز سرجایش است و بعد از چند بار تماس که جوابش را ندادم بی خیال شد...اعتنا نکردن به او هم من را نجات داد هم خودش را...او فقط در یک احساس زودگذر غرق شد و خیلی زود بیرون آمد...
غرور من خودم را له کرد...

ادامه مطلب  

نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم....  

دمار از من درآورده ای نمبینی؟!
کجای این شهر ایستاده ای که نمیبینی؟!
کجای شهرت ایستاده ام که نمیبینی حال نا حالم را؟!
کورگره شده همه چیز میفهمی؟!
مگر من رویایت را نبافته ام در سر،در دل و در جانم؟!
پس کی اتفاق می افتی؟!
زور غرورم اینهمه سال است که شکسته، ندیده ای مگر؟!
آتش جنگ در میانه جانم طولانی تر شده از تمام جنگهایی که خاورمیانه را دربرگرفته. بی هیچ آتش بسی موقت حتی. 
یا به صلح برسان این جنگ لعنتی خانمانسوز را، یا برنده باش و تمام کن این ناتمام

ادامه مطلب  

فرض کن  

الان دلم می خواهد بپرسم سمفونی مردگان* را خوانده ای، بعد با خودم می گویم با چه کسی دارم حرف می زنم، از چه کسی می خواهم بپرسم سمفونی مردگان را خوانده ای؟
فرض کن آن یکی را پیدا کردم، یکی که از او بشود این سوال را پرسید... بپرسم و بعد طرف که گفت "آره ... خوندم"، بگویم آنجا که آیدین از سورمه می پرسد "اجازه دارم دوستتان داشته باشم "را یادت هست، و بگوید "آره ... یادمه"، بگویم ... بعد هیچ چیز نگویم، فقط می خواستم بدانم کسی که سمفونی مردگان را خوانده این را یادش

ادامه مطلب  

من عوض شدم...  

من تا دبیرستان خیلی خوب درسم را می خواندم و با اینکه نمره هایم خوب بود و جزء شاگردان برتر بودم اما هیچگاه مغرور نشدم.تا اینکه به کنکور رسیدم و آن وقت بود که کم کم غرور به سراغم آمد...
من عوض شدم....دیگر آن دختر سابق نبودم.وقتی نتیجه ی کنکور آمد با حالتی متکبرانه گفتم که من باید خیلی بهتر از این می شدم و هوا برم داشت که در جواب کنکورم اشتباه شده!!!!
رتبه ام خوب بود اما من بهتر میخواستم بنابراین فقط غر میزدم که رتبه ام خوب نشده و فلان و بهمان....
وارد دا

ادامه مطلب  

خاطرات!  

لحظه های بی قراری خاطرت هست هنوز؟ ساعت چشم انتظاری خاطرت هست هنوز؟ لذت بوییدن عطر تو در آغوش من عشق بازی های تو با پیکر آغوش من حرف های عاشقانه،بوسه و دلبستگی خنده ی بی مرز ما از بخت نیک زندگی حسرت مردم به دستم که به دستت حلقه خورد از غرورم که دلت را هیچ کس جز من نبرد عصر های خیس بارانی پاییزی که بود چشم های بی قرار عشق لبریزی که بود خاطرات روی نیم کت از نگاه نیم رخ آشنایی تو و من با گلی و سیب سرخ وعده دیدارمان پشت درختان چنار ترس و لرز و اضطرا

ادامه مطلب  

3.کابوس  

فردا روز دادگاه زمین کوفتیه...
خدا میدونه نتیجش چی میخواد بشه..
بابا با اون خواهرش بلیط دارن واسه ساعت 8...
خداکنه اتفاق بدی نیافته...
همش انگار مث یه کابوسه...
سال 95 خیلی قاطی پاتیه اصن...شلوغ پلوغه..اون از فوت ننه..بعدش قصه زمین خیر ندیده با آخریش هم که اون تهمتایی که اون احمق زد بهمون..
به بابا که میگفت مستجرش 25 ام گفته تخلیه میکنه...و اونم گورشو گم میکنه میره..
ولی چشمم آب نمیخوره..این رفتنی نیس انگار..
فقط خدا کنه تو دهات مشکلی پیش نیاد..
+ طرف یه معتا

ادامه مطلب  

اجازه دارم آرزویت کنم؟  

 من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم...
 من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم ، دکمه های پیراهنت را ببندم، دستم را روی صورتت بکشم.. وای دستم را رویِ صورتت بکشم... یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم؟
من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است مثلِ نیازِ ماهی به آب. من بدون دوست داشتنت می میرم در این خشکیِ مطلق ... اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم. با

ادامه مطلب  

به کجا چنین شتابان ؟!!!  

میگه ؛ من واسه فراموش کردن تنها عشق زندگیم بعد رفتنش
وارد یک رابطه جدید شدم ! یک رابطه عاشقانه جدید !!! غرق رابطه شدم که تونستم
فراموشش کنم ! تو هم همین کارو بکن ...
میگم خب رابطه بعدت چی شد ؟!
میگه با اوون 2 سال بودم بعد از هم جدا شدیم ..
میگم سخت نبود ؟ بالاخره بین یه پسر و دختر جوون بعد 2 سال رابطه عاشقانه یه وابستگی هایی بوحود میاد !
میگه بعد 2 سال اشنایی با اوون وقتی وارد دانشگاه شدم احساس کردم مورد های خوب تری هم هست
باهاش بهم زدم  و پسرا دانشگاه ر

ادامه مطلب  

آغوش معشوق!  

به من اجازه بده تا که آرزو بکنم به سمت آینه ی چشمهات رو بکنم به من اجازه بده تا شبانه گل های لبان باغ تو را عاشقانه بو بکنم ! بگو چگونه در این غربت غبار الود بدون چشم تو خورشید جستجو بکنم ؟! شبیه کودکی ام می دوم که کیفم را به شوق دیدن عکس تو زیر و رو بکنم !! گیاه بوسه و یک عطر اعتیاد آور نمی شود که به ترک گیاه خو بکنم ! میان برکه ی آغوش ، ماه می خوابد و راز خواب تو را با که گفتگو بکنم ؟ برای دزدی از باغ بوسه ها ... باید عبور از شب و از مرز آبرو بکنم میا

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ محمد ظهرابی دلکم  

دانلود آهنگ غمگین و احساسی محمد ظهرابی با نام دلکم
پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما دانلود کنید
 
لینک دانلود
 
متن شعر آهنگ دلکم محمد ظهرابی
چـتــه دل دیــــوونــم گریــون و زاری , بستــه دیــگه بــزن به بـیـــخـیـالی
اون درای قـلـبشــــو رو بــه تـوبستــــه,  ای دلـــــــکم دیـــــــگه بــستـــــــه
اونیـــکه دوسش داری با دیــگـروونه , یاد تـو تـــو دلـــش نــه نـمــی مـونه
چـجـــوری بهــت بــگـــم دل دیــوونـه , ظـــرفــیـــتــم دیــ

ادامه مطلب  

 

در دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند
نماینده مجلس: نباید اجازه دهیم دانشگاه آزاد اسلامی با مشکل مواجه شود
 
نایب رییس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: «نباید اجازه دهیم دانشگاه آزاد اسلامی که چند میلیون دانشجو و فارغ التحصیل دارد و  باری از روی دوش نظام هم در بعد آموزشی و هم در بعد اشتغال برداشته با مشکل مواجه شود.»
به گزارش خبرنگار آنا،.................

ادامه مطلب  

جملات کوتاه از شکسپیر  

ویلیام شکسپیر
شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می کند.   ویلیام شکسپیر
گوش هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده ای معدود.   ویلیام شکسپیر
به افکارت زبان نده.   ویلیام شکسپیر
ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد.   ویلیام شکسپیر
دوران طلایی پیش روست نه پشت سر.   ویلیام شکسپیر
اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی.   ویلیام شکسپیر
ماه زده [دیوانه]، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال.  ویلیام شکسپیر
محتوای جاه طلبی ب

ادامه مطلب  

یک  

بسم الله الرحمن الرحیم
شاید روزی نوشتمت..روزی مثه امروز که اولین دقایق بیست و سومین روز از آذر ماه 95 ه.
..یه روزی مثل یکی از روزای مرداد ماه ..دختری که شبیه بقیه نبود..چون وقتی جوابش رو ندادم جواب ندادن من رو به حساب غرورم نگذاشت..تو اولین نگاه چندتا سوال پرسید که من اون سوالارو تو نگاه هزارمم به هر کسی جواب نمیدادم..و جواب ندادم..و هر کسی بود میرفت..اما نرفت..دوباره و دوباره اومد..جواب دادم اما سرد..خشک،رسمی،جدیو دوباره اومد..هر بار که میومد برام ی

ادامه مطلب  

شروط ضمن شامل چه مواردی است ؟  

به گزارش خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، «مصطفی سرخیل» یک حقوقدان در رابطه با شروط ضمن عقد مطالبی را بیان کرده که به شرح زیر است.شرط هایی همچون؛ شرط وکالت زن در طلاق، اجازه خروج از کشور، اشتغال و... از شروطی است که در سندهای ازدواج قید نشده‎اند، ولی زن و شوهر می توانند آنها را در سند ازدواج بگنجانند. *شرط تحصیل:  اگرچه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است ، اما برای پرهیز از مشکلات احتمالی عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می ش

ادامه مطلب  

بیشعوری...  

روزهایی هست ، ساعتهایی و دقیقه هایی هست که فکر می کنی می شود ادم ها را عوض کرد .....
می توانی شعور برخورد را در آدمهایی که بیشعورند به وجود بیاوری ....اما این نا امید کننده ترین اتفاقی ست که هیچ وقت نمی افتد ...و تو هرگز موفق نمیشوی ....
می شود کسی را که خواب است بیدار کرد اما کسی رو که خودش رو به خواب زده نمیشه بیدار کرد .....
امروز تمام توانم رو به کار بردم و با بیشعورترین ادمی که می تونست روزت رو خراب کنه وارد بحث شدم و اجازه دادم که کنترلم رو از دست بدم

ادامه مطلب  

گاو بنفش ( ست گادین)  

 P های بازاریابی  5 تااست اما هر کس p مخصوص به خود رادارد که شامل موارد زیر است:  محصول، قیمت، جایگاه یابی، روابط عمومی، بسته بندی، پیشی گرفتن، بازاریابی اجازه ای. این کتاب در مورد p جدید است.p جدید همان گاو بنفش است . گاو بنفش چشم گیر است وارزش دارد که در مورد آن حرف زده شود.
بازاریابی چشم گیر: هنری است که از طریق آن بتوانیم چیزهایی را در ارتباط با محصولات وخدمات شایسته توجه سازیم.

ادامه مطلب  

توجه به روابط غیر مشروط  

                                       
توجه به افزایش روابط غیر مشروط بین معلم و دانش آموزان از راهبردهای غیر درسی از این نظر اهمیت دارد که به معلم اجازه می دهد تا محبت و احترام خود نسبت به دانش آموزان را، از توانایی و عملکرد تحصیلی آن ها جدا کند....بقیه در ادامه مطلب 

ادامه مطلب  

792.زن  

بهترین راه برای حفظ شخصیت و ارزشت،دوست داشتن خودت است.حداقل با خودت صادق باش و صادقانه خودت را دوست داشته باش.فراموش نکن تقلید بی چون و چرا از دیگران و تبعیت کورکورانه چیزی به ارزشت اضافه نمیکند.گاهی برای خودت بهترین ها را داشته باش.اجازه بده دوست و رفیق همراه و قدیمی ات که سالهاست از درونت با تو همراه است،نفس بکشد.تو تنها نیستی.

ادامه مطلب  

* 3 قانون طلایی در مزاکره *  

هنر مذاکره کردن بسیاری از ما حتی فروشندگان موفق را به بیراهه می کشاند چرا که از کلام طرف مقابل برداشت صحیحی نداریم و یا از قوانین مذاکره آگاهی نداریم .
اولین و بزرگترین اشکال برداشت غلط از لغات است . در پاسخ به سوال مذاکره چیست این است که مذاکره راهکار رسیدن به نتایج مدنظرمان است و یا این که من چقدر می توانم کالایی را ارزان تر بخرم . برای بسیاری از مردم مذاکره فرآیند مجموعه ای از تکنیک های دردناک است که به موجب آن چیرگی به دست می آید و محوریت آن

ادامه مطلب  

 

به خودتان اجازه دهید که شاد باشید.آمار نشان داده است که همه ما گهگاهی افسرده هستیم.راستی،چرا اینقدر ناراحتیم؛در حالی که امروزه این همه فرصت خوب برای شاد بودن داریم.مردم،همه چیز را امتحان می کنند ،پول ،شغل،ازدواج،طلاق و....ولی ، اکثرا فقط یک چیز میخواهند:خوشبختی را.خوشبخت بودن ،جزئی از وجود انسان است.کافیست آن را باور و احساس کنیم.این عبارت تاکیدی را بگویید:«من ، لایق خوشبختی ام.»بخوانید و فریاد بزنید.خوشبختی را مقدم بر همه چیز بدانید.برای چ

ادامه مطلب  

علی  

سلام به همه کسایی که اینو میخونن.من علی هستم همینجا میگم که همه بدونن من دیوانه وار عشقم دوس دارم نمیتونم بهش فکر نکنم.به قول خودش کاش لجبازی نمیکردیم..ولی خوب نشد ولی من عاشقشم نمیتونم بازش دس بکشمکنم دوس دارم دوباره باهات باشم دوباره دوباره.همینجا ازت معذرت میخوام بهونه من واسه زندگیم.میخوام دوباره باهات باشم میخوام تو زندگیت باشم.لطفا بهم اجازه بده من از خودت دور نکن چون من جز عشق تو کاری ندارم.

ادامه مطلب  

دعا  

بسم الله الرحمن الرحیم..
این روزها داره اتفاقات جالبی میفته.حس میکنم شاید قشنگ ترین و راحت ترین روزهامه.حتی الان با این همه گرفتاری که نبودشون زندگی رو بی مزه میکنه کنار میام و سعی میکنم بزرگ بشم.همکلاسی هام مثل بچه های ۵ ساله میدوند و بازی میکنند و تو سر و کله همدیگه میزنند.بعضی وقتا که با مزه هستند منم در جمعشون میرم و واقعا میخندیم از ته دل.به همه چیز.میدونی تمام جذابیت زندگی اینه که بدوی و تلاش کنی برای بدست اوردن هر چیزی که دوست داری.و شب خ

ادامه مطلب  

مورد قابل توجه در خصوص پیگیریها امروز به رییس اداره حقوقی شهرداری  

مطلب پیری 09120612051, [۲۷.۱۲.۱۶ ۱۸:۴۷]سلام مجددمورد قابل توجه در خصوص پیگیریها امروز به رییس اداره حقوقی شهرداری گفتم در خصوص تعین تکلیف زمین سوهانک و حل مشکلات اعضای مظلوم ومحق چه تصمیمی میخواهید بگیرید.گفت اجازه دهید روال پرونده قضایی با حضور عوامل شهرداری به نتیجه برسد که شهرداری در خصوص تصمیمات اینده مدرک کافی از دادستان داشته باشد و در سابقه پرونده زمین شما شهرداری از دادستان دستوری داشته باشد هرچند دستور مبنی بر توافق جانمایی باشد و شهرد

ادامه مطلب  

یلدای خود را چگونه گذرانده اید؟  

bahare E:موضوع انشاء:یلداى خود را چگونه گذراندید؟
با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم
دیشب یلدا به ما خیلى خوش گذشت .دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم ،فال هم گرفتیم. البته پدرم میگفت شایعه شده كه هندوانه ها را یه كسایى ارزون خریدن و انبار كردن كه گرون بفروشن،به همین دلیل من نخریدم تا با مفاسد اقتصادى مبارزه كنم.مادرم هم گفت: خوب كارى كردى و به من گفت عكس یك هندوانه بكش بگذاریم تو سفره یلدا، منم كشیدم خوشگل شد. مامان گفت: تو روزنامه خ

ادامه مطلب  

ریشه های خشونت جهانی  

خشونت درجهان می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. بعبارت دیگرریشه های خشونت درجهان عبارتند از:
1 - قدرت.
2- ثروت.
3- ریشه خانوادگی سردمداران کشورها.
4- نژاد وقومیت.
5- حس خودبرتربینی.
6 - زیرسلطه ی فکری صهیونیست بودن.
7- فروش اسلحه.
8 - حق طلبی.
9- علم کردن بعضی گروهها یا کشورها توسط کشورهای دیگر.
10- دستیابی به بعضی منابع وثروت کشورها.
11- ضعیف بودن بعضی کشورها ازنظر نظامی (که اجازه خشونت به قدرتهای بزرگ میدهد).
12- بی هویتی وعدم اعتقاد به جهان اُخروی توسط بعضی

ادامه مطلب  

دلایل لزوم کتاب خواندن از نظر بارگاس یوسا  

«ماریو بارگاس یوسا» برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۰ و از مشهورترین نویسندگان آمریکای لاتین، در سخنرانی اخیر خود هفت دلیل برای لزوم مطالعه کتاب و داستان ارائه داده است. به نوشته‌ی «اینکوایرر» بارگاس یوسا کتاب‌خواندن را فرآیندی جادویی می‌داند که به او اجازه می‌دهد چندین بار زندگی کند: «احساسات و درک من از زندگی و مردُم، این تصور را برایم به وجود آورده که زندگی فقط این زندگی محدود با دیگر انسان‌ها نیست،‌ بلکه زندگی دیگری هم هست که توسط نویسندگان

ادامه مطلب  

59  

نمیدونم چرا یه سری از آدما حس میکنن تنها موجود روی زمین هستن که بهشون ظلم شده و به خیال خودشون چون یه نفر بهشون نیش زده اجازه دارن به عالم و آدم بتوپن و نیش بزنن و هرکاری که دلشون میخواد بکنن اونم فقط با توجیه اینکه "حق من خورده شده" یا "به من بد کردن" یا انواع این مدل بهانه ها....
انگار نیش بزنن جای نیشی که خوردن خوب میشه و حق شون بهشون برمیگرده! :| و جالب تر اینه که اینقدر دم از خدا و پیغمبر میزنن که یادشون میره همون خدا, خدای بقیه ی ماها هم هست و این

ادامه مطلب  

خاطره مهدیه جان  

سلام،امشب میخوام خاطره آندوسکوپیمو براتون تعریف کنم،خاطره سولماز جونو‌خوندم یادش افتادم الانم دندونم خیلی درد میکنه نمیتونم بخوابم تصمیم گرفتم خاطرشو براتون بزارم،فقط ببخشید که طولانی میشه چون اصلا بلدنیستم خلاصه بنویسم،این خاطره برمیگرده به وقتی که سوم دبیرستان بودم،اواسط اردیبهشت ماه قبل از شروع امتحانات نهایی. یه چندماهی بود که معده م درد میکرد و به دکتری که برای رینیت آلرژیکم پیشش میرفتم گفته بودم،ایشونم یه سری قرص+داروهای گیاه

ادامه مطلب  

انتشار سند جدید واتیکان درباره منع کشیش شدن همجنسگرایان  

 
انتشار سند جدید واتیکان درباره منع کشیش شدن همجنسگرایان
 
واتیکان بار دیگر بر مواضع پیشین خود در مورد منع کشیش شدن همجنسگرایان و همچنین منع حضورآنها در حوزه های علمیه کاتولیک تاکید کرد.
کلیسا روز چهارشنبه سند مهمی با نام «هدیه ای از سوی حرفه قدیسین” به صورت آنلاین منتشرکرد و دستورالعملهای مربوط به کشیش شدن و قدیس شدن را اعلام کرد. در بخشی از این سند آمده است »افرادی که گرایشات همجنسگرایانه دارند اجازه ورود به حوزه های علمیه را ندارند و ن

ادامه مطلب  

 

 
 
یه چیزی درونم گریه میکنه 
 
به قول یه دوستی ... 
 
گریه درونی ...
 
 
و همش بغض دارم 
 
 
خیلی اوضا خر تو خر و داغونیه
 
اما مجبورم تحمل کنم 
 
.
 
 
چون همه زندگی خانوادمو دارم ریسک میکنم 
 
تا بهترش کنم 
 
اما نباید کم بیارم 
 
،.
 
باید قبول کنم خودمم و خودم 
 
 
 
و این دیگ آخرای تلاشمه 
 
 
چیزایی که اگه درست پیش نرن منم دیگ پیش نمیرم
 
با تموم شدن این یخورده پول منم تمومش میکنم 
 
 
 
 
مرد باید تا آخرش باشه
 
 
 
منم تا آخرش هستم 
 
 
اما فقط تا آ

ادامه مطلب  

مادرشوهرهای گُه مَسلک  

مادرِ م یک نفهمِ کامله. تمام مؤلفه هاشو داره. حالا این دو تا می خوان عقد کنن ولی بدونِ اجازه و بی خبر از خانواده م. مادرِ م معتقده عروسش باید 15 سال از پسرش کوچیک تر باشه تا وقتی پسرش پا به سن گذاشت بتونه تر و خشکش کنه. اولتیماتوم داده دو سالِ دیگه باید ازدواج کنی و دو سال بعد هم باید بچه دار شی. گمونم اگر از ماهِ تولدی خوشش بیاد، زمانِ سکسِ پسرش رو هم تو تقویم نگاه کنه! م ولی می گه یا این دختر یا هیچکس. عاشقِ این دخترم و پدوفایل(عینِ واژه م وگرنه من

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1